تبليغاتX
سکوت





















سکوت

وقتی تو نیستی
نه هست های ما
چونانکه بایدند
نه بایدها...
هرروز بی تو
روز مباداست
!

+نوشته شده در دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت4:15 بعد از ظهرتوسط ستاره | |

 

تو ای همیشه برایم نجیب می دانی ؟!

 چه قدر بی تو غریبم، غریب مید انی؟!

 اگر چه ذره ام ای آسمان آبی ها

 ولی زمهر تو دارم نصیب می دانی ؟!

 مگو به آینه رمز نگاه سبز ت را

که هست آینه با من رقیب می دانی؟!

 برای خاطر تو ای مسیح فرداها

 به دوش می کشم امشب صلیب می دانی؟!

 مگر دوباره بیایی زجاده های سحر

 دعای شب شده امن یجیب می دانی ؟!

هادی وحیدی

 

+نوشته شده در شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت4:9 بعد از ظهرتوسط ستاره | |

 

میلاد حضرت مهدی عج بر تمام دوستداران آن حضرت مبارک باد.

+نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت11:20 قبل از ظهرتوسط ستاره | |

پناه مي برم به خدا از نابينايي بعد از بينايي و از گمراهي بعد از راهيابي و از اعمال ناشايسته و فروافتادن در فتنه ها.

(حضرت مهدی عج)
***************************************************

+نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت11:6 قبل از ظهرتوسط ستاره | |

اگر تنهاترين تنها شوم، باز خدا هست. او جانشين همه نداشته هاست.

 (دكتر علی شریعتی)

+نوشته شده در شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت9:49 قبل از ظهرتوسط ستاره | |

769

+نوشته شده در سه شنبه دوم تیر 1388ساعت3:36 بعد از ظهرتوسط ستاره |


گفتند : ستاره را نمی‌توان چيد

 و آنانکه باور کردند 

برای چيدن ستاره

حتی

دستی دراز نکردند.

اما باور کن

که من به سوی زيباترين و دورترين ستاره

دست درازکردم

و هرچند دستانم تهی ماند

اما چشمانم لبريز ستاره شد!

ستاره‌های درونت را

در شب چشمانت رها ساز

و باور کن

عشق را هدفی نيست

آنچنان که به دست آيد

در آغوش جای گيرد

و يا در آيينه چشمانت به تصوير نشيند

باور کن که

عشق

خود همه چيز است

...

 

+نوشته شده در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت1:9 بعد از ظهرتوسط ستاره | |

SohrabSepehri.com

نور را پيموديم ، دشت طلا را در نوشتيم

نور را پيموديم ، دشت طلا را در نوشتيم.
افسانه را چيديم ، و پلاسيده فكنديم.
كنار شنزار ، آفتابي سايه وار ، ما را نواخت. درنگي كرديم.
بر لب رود پهناور رمز روياها را سر بريديم .
ابري رسيد ، و ما ديده فرو بستيم.
ظلمت شكافت ، زهره را ديديم ، و به ستيغ بر آمديم.
آذرخشي فرود آمد ، و ما را در ستايش فرو ديد.
لرزان ، گريستيم. خندان ، گريستيم.
رگباري فرو كوفت : از در همدلي بوديم.
سياهي رفت ، سر به آبي آسمان ستوديم ، در خور آسمانها شديم.
سايه را به دره رها كرديم. لبخند را به فراخناي تهي فشانديم .
سكوت ما به هم پيوست ، و ما "ما" شديم .
تنهايي ما در دشت طلا دامن كشيد.
آفتاب از چهره ما ترسيد .
دريافتيم ، و خنده زديم.
نهفتيم و سوختيم.
هر چه بهم تر ، تنها تر.،
از ستيغ جدا شديم:
من به خاك آمدم،و بنده شدم .
تو بالا رفتي، و خدا شدي .

تو بالا رفتي، و خدا شدي


سهراب سپهری

+نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت10:11 قبل از ظهرتوسط ستاره | |

امام علی ۰ع۰

<<حضرت مهدی -عج- برمی گرداند هوای نفس را بر هدایت

                             زمانی که مردم برگردانند هدایت را به سوی هوای نفس>>

 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت4:55 بعد از ظهرتوسط ستاره | |

. . .
شب های سرد زمستان را باز هم بی تو آغاز نمودم بی تو که نه بهتر است
بگویم بی خود.

آخر به هر کجا نگاه می کنم ردی از تو می بینم اما خدایا کجاست
ردی از من؟

در کوچه های برفی دوست دارم پا جای رد پای شما بگذارم اما هرچه
می کوشم پایی از خود نمی بینم.
چه کنم که دیگر خسته از انتظارم و در به در کوچه های غفلت
اما امیدم به بهار است که به در خانه ات سری بزنم آه بهار زندگیم.
. . .

حسین

 

+نوشته شده در دوشنبه دوم دی 1387ساعت1:29 بعد از ظهرتوسط ستاره | |


اعوذ بالله من الشيطان الرجيم، بسم الله الرحمن الرحيم، و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين و نمكن لهم في الارض و نري فرعون و هامان و جنودهما منهم ما كانوا يحذرون

ما اراده كرديم بر مستضعفان زمين منت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان روي زمين قرار دهيم و حكومتشان را درزمين پا برجا سازيم؛ و به فرعون و هامان و لشكريانشان؛ آنچه را از آنها (بني اسرائيل) بيم داشتند، نشان دهيم.

سوره قصص/ آيه ٥



 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت9:10 قبل از ظهرتوسط ستاره | |

میلاد نور هستی، دردانه ملکوت، بقیة الله الاعظم حضرت مهدی ارواحنا له الفدا بر شما مبارک

+نوشته شده در شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت9:24 قبل از ظهرتوسط ستاره |

 

کجاست لحظه دیدار


 

میان بغض، سکوتی از جنس فریاد است


 

بیا، که دیده، تو را آرزوی دیدار است

...

+نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت2:0 بعد از ظهرتوسط ستاره | |

...

یک چشم من به راه و چشمی دگر به گریه

چشم انتظار موعود...

گریه برای بخشش...

حال دلم چه گویم امشب شب نیایش

امشب شب دعا بود

من تا دمی که آبد

آن جانستان به بالین

چشم انتظار باشم...

ای اختر ولایت.

 

ـــــــــــــــــــــــــ....وصال خوانساری....ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت4:48 بعد از ظهرتوسط ستاره | |

هزار دست پر از خواهشند
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ-
خدا كند كه بهار رسيدنش برسد
شب تولد چشمان روشنش برسد
چو گرد بر سر راهش نشسته‌ام شب و روز
به اين اميد كه دستم به دامنش برسد
هزار دست پر از خواهشند و گوش به زنگ
كه آن انارترين روز چيدنش برسد
چه سال‌ها كه در اين دشت خوشه چين ماندم
كه دست خالي شوقم به خرمنش برسد
بر اين مشام و بر اين جان چه مي‌شود يا رب
نسيمي از چمنش بويي از تنش برسد
خداي من دل چشم‌ انتظار من تا چند
به دور دست فلك بانگ شيونش برسد
چقدر بر لب اين جاده منتظر ماندن
خدا كند كه از آن دور توسنش برسد

سعيد بيابانكي


+نوشته شده در پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت9:27 قبل از ظهرتوسط ستاره | |

...

چه انتظار عجیبی

    عجیب تر که چه آسان

           نبودنت شده عادت

                چه بیخیال نشستیم

                      نه کوششی نه وفایی

   فقط نشسته و گفتیم

     " خدا کند که بیایی "

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت10:16 قبل از ظهرتوسط ستاره | |

 

+نوشته شده در سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت5:27 بعد از ظهرتوسط ستاره | |

                                    

 

پرواز سکوت است و گاه فریاد کشیدن...

 

 

پرواز فرصتي است براي گذر از سرزمين‌هاي ناشناخته،

فرصتي است براي تجربة آسمان و لمس آن.

پرواز بزرگي مي‌دهد و انتظار فروتني دارد.

 عظمت است اما به تواضع نيازمند.

پرواز شوق سفر مي‌خواهد و شور او.

 پرواز هنوز بالا نيست بلكه ميان بالا و پايين است

و معلوم خواهد كرد كه تسليم جاذبه زمين خواهي شد يا جاذبه آسمان؟

 

پرواز پيمودن آسمان است و به آن سوي باران رفتن.

وراء را بوسيدن و به فرا رفتن.

 شكافتن هواي زندگي و كاويدن فضاي به چشم نيامدني.

پرواز خود را به باد وزان سپردن است و وزيدن.

عبور است و از دور به نظر رسيدن.

پرواز از بالا ديدن است و از پايين ديده شدن.

گذشتن و گرفتار نشدن است.

دوست داشتن است و دل نبستن.

پرواز سبكبال بودن است و نداشتن.

پرواز ارتباطي عميق است با آنچه در عمق آسمان است.

پرواز كليد رهايي است.

پرواز سكوت است و گاه فرياد كشيدن.

                                  سكوت است و گاه فرياد كشيدن.

همراه یکی... 

+نوشته شده در دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت6:52 بعد از ظهرتوسط ستاره | |

دلم گواهی میدهد که می آیی...


 

نگاه كرده ام از روزن شكيبايى
تمام عمر به راهت، چه وقت مى آيى؟

به جاده ها چه غريبانه چشم دوخته ام
ز پشت پنجره هاى غريب تنهايى

تمام پنجره ها بى تو مات مانده، بيا
بيا كه با تو شود كوچه ها تماشايى

كجاست كشتى چشمت كه لنگر اندازد
كنار ساحل اين چشم هاى دريايى

بگو كه سمت نگاهت كدام آفاق است؟
تويى كه سمت نگاه تمام دل هايى

نيامدى و ز اندوه غربتت خون شد
دل تمامى آلاله هاى صحرايى

به لحظه لحظه ى اين روزهاى يلدايى
دلم گواهى آن مى دهد كه مى آيى

«حميد واحدى»

 

 

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت5:5 بعد از ظهرتوسط ستاره | |

     

+نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت12:59 بعد از ظهرتوسط ستاره | |